حجت الاسلام و المسلمین علی رمضانی، از اساتید حوزه علمیه و از مبلّغان شهرستان آمل، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره لزوم به پاسخ به سؤالات و شبهات بسیار در موضوع «مهدویت» اظهار داشت: نامهای مبارک امام دوازدهم (عج) در روایات با عناوینی چون «قائم»، «مهدی»، «غائب» و «حجت» ذکر شده است. علاوه بر این، در احادیث مختلف از ایشان با القابی نظیر «حجّة اللَّه» و «خلیفة اللَّه» یاد شده است. علت کثرت القاب آن حضرت، دو وجه اصلی دارد؛ نخست ویژگیهای مهم ذاتی، روحی و جسمی ایشان و دوم بزرگی کارها و تحولات اصلاحی که در دوران ظهور رقم خواهند زد.
وی در تبیین نحوه بهکارگیری این القاب اظهار داشت: همان گونه که در مورد «اسماء الحسنی» خداوند متعال، بسته به شرایط شخصی یا عمومی، مردم به اسمی خاص مانند «الشافی»، «السلام»، «الحافظ» یا «الرازق» توجه بیشتری میکنند، در مورد امام زمان (عج) نیز اوضاع و احوال هر زمان باعث میشود سخنرانان، نویسندگان و شاعران بر یکی از القاب یا جنبههای خاصی از شخصیت ایشان تمرکز کنند. اما این به معنای آن نیست که سایر القاب، وجه تسمیه یا اهمیت کمتری دارند.
مبلّغ شهرستان آمل خاطرنشان کرد: هر یک از اسامی و القاب امام زمان (عج) به یکی از اوصاف یا اعمال ایشان اشاره دارد و جالب این است که اکثر این القاب در روایاتی ذکر شدهاند که سالها پیش از تولد حضرت و پدر گرامیشان، اصل مسئله امام دوازدهم و ظهور ایشان را مطرح کرده بودند؛ یعنی ایشان پیش از ولادت نیز با این نامها مشهور بودهاند.
اتفاق نظر شیعه و سنی بر مهدویت
وی با اشاره به جایگاه امام دوازدهم در نزد اهل سنت اظهار داشت: در این حقیقت که امام دوازدهم همان حضرت مهدی (عج) است، عالمان بزرگ اهل تسنن با شیعه موافق هستند. به همین دلیل، شخصیتهایی چون «ابوداوود» (مؤلف کتاب سنن) در اثر خود با عنوان «المهدی»، اخبار امامان دوازدهگانه را روایت کرده و به موعود بودن ایشان برای تمامی انبیا و همچنین حسب و نسب حضرت اشاره نموده است.
گرهگشایی از شبهه لقب «قائم» در مهدویت
حجت الاسلام و المسلمین علی رمضانی، با اشاره به یکی از القاب شریف امام عصر (عج) اظهار داشت: لقب «قائم» از مشهورترین عناوینی است که در روایات برای حضرت مهدی (عج) به کار رفته است، اما در مورد وجه تسمیه این لقب، برخی روایاتی نقل شده که در نگاه اول قابل تأمل است.
وی با اشاره به چالشهای تفسیری برخی احادیث بیان کرد: ظاهر برخی از روایتها بهگونهای است که گویی نامگذاری حضرت به «قائم»، به این دلیل بوده که ایشان پس از وفات، ظهور میکنند. اما وقتی نگاهی به حجم عظیم روایات (بیش از هزار روایت) بیندازیم که صراحتاً بر حیات، طول عمر و غیبت حضرت تأکید دارند، مشخص میشود که نمیتوان این برداشت ظاهری را پذیرفت.
مبلّغ شهرستان آمل یادآور گردید: شیخ بزرگوار طوسی (رحمه الله) در صفحه ۲۸۲ از کتاب غیبت، حدیث غیر معتبری را نقل میکند که ظاهرش دلالت بر این دارد که وجه تسمیه «قائم» از آن جهت است که بعد از وفات، «قیام» خواهد کرد.
وی با اشاره به تحلیلهای «شیخ» پیرامون روایات مربوط به لقب قائم اظهار داشت: پیش از آنکه وارد بحث تخصصی درباره این احادیث و توجیهات مربوط به آنها شویم، لازم است نگاهی گذرا اما دقیق به مبانی امامت در تفکر شیعه داشته باشیم. این مبانی عبارتند از:
۱- امامت، عهدی است الهی که از سوی خدا افرادی، که شایستگی عهدهدار شدن آن را داشته باشند، برای احراز این مقام معیّن و منصوب میشوند و این نصب و گزینش الهی به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله به مردم اعلام میشود.
۲- مهمترین شرایط امام، عصمت و اعلمیّت او از همگان است که همه به علم و هدایت و ارشاد او محتاج باشند، ولی او از همه بینیاز است همان طور که از «خلیل بن احمد» نقل است که درباره امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت: «احتیاج الکلّ الیه و استغناؤه عن الکلّ دلیل علی انّه امام الکلّ» (معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۷۶؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۴۰۳)
۳- زمین هرگز بدون حجّت و امام باقی نخواهد ماند و هر کس امام زمان خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیّت مرده است.
۴- امامان بر حسب نصّ روایات متواتر از پیامبر (ص)، دوازده نفرند.
۵- آنها دوازده نفرند و همه از اهل بیت پیامبر (ع) و بر حسب دلالت احادیث متواتر ثقلین، در ردیف قرآن هستند و هرگز از قرآن جدا نخواهند شد.
۶- ائمه معصومین (ع) به غیر از نبوّت که به پیامبر (ص) ختم شده است همه مناصب دینی و حکومتی را، دارا هستند و همان طور که حضرت علی (ع) در نهج البلاغه فرموده آنها «قوّام اللَّه» (نهج البلاغه، صبحی الصالح، خ ۱۵۲، قسمت ۷) بر خلق میباشند. و یا بنابر روایت دیگر، آنها کشتی نجات امّتاند. «لا یدخل الجنّة الّا من عرفهم و عرفوه و لا یدخل النار الّا من انکرهم و هم سفن النجاة و امان الامّة من الضلال و الاختلاف؛ به بهشت داخل نمیشود مگر کسی که آنها را بشناسد و آنها او را بشناسند، و به آتش داخل نمیشود مگر کسی که آنها را انکار نماید، و آنها کشتیهای نجات و پناه امّت از گمراهیها و اختلاف هستند» (بحارالأنوار، ج ۶، ص ۲۳۳)
۷- اسم و صفت و ترتیب امامت ائمه معصومین (ع) از سوی پیامبر (ص) مشخص شده است و علاوه بر آن هر امامی، امام بعدی را مشخص ساخته است.
حجت الاسلام و المسلمین علی رمضانی با اشاره به اهمیت مبانی اعتقادی اظهار داشت: این محورها، از جمله حیاتیترین مبانی اعتقاد به اصل امامت هستند و برای هر مسلمانِ مؤمن به خدا، عالم غیب و رسالت حضرت خاتمالانبیا (ص)، میزان حقانیت این مبانی از سه طریق قابل دسترسی است:
۱. ارائه برهانهای عقلی و استدلالی
۲. استناد به آیات قرآن مجید
۳. بهرهگیری از احادیث قطعی و متواتر
وی گفت: ویژگی برجسته مبانی امامت در تشیع این است که اغلب این اصول، تنها به یک منبع متکی نیستند، بلکه به طور همزمان از هر سه طریق (عقل، قرآن و سنت) قابل اثبات و تایید هستند و همین امر، استواری این اعتقادات را دوچندان میکند. بر اینکه امامت یک عهد الهی است و خداوند آن را معیّن میکند هم به دلیل عقلی و هم قرآنی و هم به سنّت متواتر، استدلال شده است؛ به گونه ای که علّامه حلّی در «الفین» هزار دلیل بر این مسأله اقامه کرده است. اساساً این مسأله ریشه در توحید دارد و چون اصل توحید شامل توحید در حاکمیّت و ولایت بر خلق هم میشود: «له الحکم و له الامر و هو السلطان و هو الحاکم و هو الولّی و هو العالم بمصالح عباده لا امر و لا نهی لأحد دونه؛ فرمان و دستور از او است، او پادشاه و فرمانروا و ولیّ امر است، او آگاه به نیازهای شایسته بندگانش میباشد و برای کسی جز او امر و نهی نیست».
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به مسأله لزوم عصمت و اعلمیّت امام ابراز داشت: در این مسأله نیز دلایل عقلی و قرآنی و روایی زیادی هست از جمله آنهاست این آیه: «أَفَمَن یَهْدِی إِلَی الْحَقّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لَایَهِدّی إِلَّآ أَن یُهْدَی ...؛ آیا کسی که هدایت به سوی حقّ میکند برای پیروی شایستهتر است یا آن کس که خود هدایت نمیشود مگر هدایتش کنند»؟ (سوره یونس، آیه ۳۵). مرحوم علّامه بر مسأله لزوم عصمت نیز، هزار دلیل اقامه کرده است.
وی با بیان اینکه «زمین بدون حجّت و امام باقی نخواهد ماند» اظهار داش: برای این اصل، علاوه بر آیاتی مثل: «وَلِکُلّ قَوْمٍ هادٍ» (رعد، ۷)، «وَلَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْل» (قصص: ۵۱) «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (اسراء: ۷۱) اخبار متواتری دلالت دارد. از جمله آنها همان خبر معروف «کمیلبن زیاد» از امیرالمؤمنین علی (ع) است که در نهج البلاغه و سایر کتابهای شیعه زیدیه و امامیه و حتّی کتابهای معتبر اهل سنت مثل «تذکرة الحفّاظ» ذکر شده است از اینجا معلوم میشود که همه بر این مطلب اتفاق دارند که زمین هرگز از حجّت خالی نخواهد ماند؛ البته فرق نمیکند حجّت ظاهر و آشکار و یا غایب و مستور باشد. و در «صواعق» و دیگر کتابهای اهل سنت از حضرت امام زین العابدین (ع) کلامی نقل کردهاند که در آن به مسأله خالی نبودن زمین از امامی از اهل بیت علیهم السلام تصریح شده است. بر این اصول حتّی در دعاهای ائمه معصومین (ع) هم تصریح شده است.
حجت الاسلام و المسلمین رمضانی با اشاره به دعای امام زین العابدین (ع) در روز عرفه خاطرنشان کرد: حضرت (ع) میفرمایند: «اللّهمّ انک ایّدت دینک فی کلّ اوان بامام اقمته علماً لعبادک، و مناراً فی بلادک، بعد أن وصلت حبله بحبلک، و جعلته الذریعة الی رضوانک، و افترضت طاعته، و حذّرت معصیته، و امرت بامتثال اوامره، و الانتهاء عند نهیه، و الّا یتقدّمه متقدّم، و لا یتأخّر عنه متأخّر، فهو عصمة اللّائذین، و کهف المؤمنین و عروة المتمسکین و بهاء العالمین». (صحیفه سجادیه، فرازی از دعای ۴۷) هر کس در این بخش از دعا دقّت کند هم دیدگاه شیعه امامیه را درباره اصل امامت میشناسد، و هم میفهمد که این منزلت و شؤون از اوّل برای ائمه معصومین (ع) ثابت بوده و کسی چیزی بر آن اضافه ننموده است.
وی با اشاره به روایت «هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، مثل مردن جاهلیّت مرده است» یادآور گردید: این هم اصلی است که احادیث معتبری به آن تصریح دارند، احادیث متواتر ثقلین و سفینه، همه به این مطلب دلالت دارند.
کارشناس دینی با اشاره به صراحت روایات، نسبت به دوازده امام بعد از رسول الله (ص) تصریح نمود: بر این مطلب، که امامان دوازده نفرند و همه از اهل بیت پیامبرند و یازده نفر آنها از نسل علی (ع) و فاطمه (س) میباشند که اوّل آنها امیرالمؤمنین علی (ع) است و پس از او امام حسن مجتبی (ع) و پس از او سیّد الشهدا امام حسین (ع) و بعد از او نُه نفر از فرزندان او که نهمین آنها که دوازدهمین امام است حضرت مهدی (عج) است- در احادیث متواتری تصریح شده است.
وی با اشاره به اثبات اصول امامیه با ادلّه محکم و متقن یادآور گردید: چون این اصول با ادله محکمی ثابت شدهاند، از این رو بزرگانی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، ابن بابویه، علّامه مجلسی (قدسسرهم) در مقابل هر کسی که پیش از این بزرگان یا بعد از آنها در این باره سخنی بر خلاف گفته، یا حدیث نادر و غیر مقبولی را مورد توجّه قرار داده است به این اصول تمسک جسته، حرف وی را ردّ کردهاند، چون سند دلیلهای این اصول به حدّی معتبر است که حتّی میتوان ادّعا کرد که بعد از اصل توحید و نبوّت، هیچ اصلی به این اندازه قابل اعتماد نیست. با این همه، هیچ عالم شیعی معتقد نشده است که قیام قائم بعد از مرگ وی تحقق خواهد یافت و هر کس هم در این زمینه به احتمال بیاساس معترض شده است، با توجّه به مطالب گفته شده، چون آنها کاملًا برخلاف واقعیّت علمی هستند، لذا نباید به آنها اعتنا شود، چون ارزش علمی ندارند.
حجت الاسلام و المسلمین علی رمضانی خاطرنشان کرد: بعد از بیان مقدمه و بیان این نکته که حیات حضرت و غیبت طولانی ایشان براساس این اصول، ثابت شده است، دیگر جایی برای این روایت که میگوید قائم (ع) بعد از رحلت قیام خواهد کرد نمیماند؛ زیرا این حرف موجب انقطاع رشته امامت و خالی ماندن زمین از وجود امام معصوم و ردّ اخبار بسیاری که دلالت بر عمر و غیبت طولانی آن حضرت دارد، خواهد شد. گذشته از همه این ایرادها، خبر مذکور از نظر سند غیر معتبر است و کسی از علما و فقها حتّی در یک مسأله فرعی به مانند این خبر استناد ننموده است؛ زیرا یکی از روایت کنندگان آن «موسی بن سعدان حناط» است که علمای علم رجال او را تضعیف کرده، خبرش را بیاعتبار میدانند. او این خبر را از عبداللَّه بن قاسم روایت کرده است که او را «البطل الکذّاب» و پهلوان بسیار دروغگو لقب دادهاند. او هم از ابوسعید خراسانی روایت کرده است که اگر وجود او را مجهول نشماریم، بر حسب مصادر رجالی، حال او که راستگو یا دروغگو است، روشن نیست. با این وجود، در برابر آن مبانی محکم و صدها حدیث معتبر چگونه میتوان به این خبر- که راویاش قهرمان دروغپردازی است- اعتماد کرد و بر طبق آن نظر داد.
رمزگشایی از معنای «قائم»؛ قیام جهانی علیه ظلم و انحراف
کارشناس دینی با تکیه بر روایات معتبر، لقب «قائم» را نشانهای از قیام جامع امام زمان (عج) برای تحقق وعدههای الهی دانست و هرگونه برداشت نادرست از روایات ضعیف را رد کرد.
وی در تبیین وجه تسمیه لقب «قائم» اظهار داشت: معنای لغوی قائم، «قیامکننده» است. امام عصر (عج) به این دلیل قائم است که در برابر انحرافات دینی، اجتماعی و اوضاع سیاسی فاسد قیام کرده و جهانی را که از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد لبریز میکند. وی افزود: این لقب علاوه بر اصلاحات، بر مبارزه مسلحانه و قیام با شمشیر نیز دلالت دارد.
کارشناس دینی با اشاره به اینکه همه امامان به نوعی «قائم به امر» بودهاند، تبیین کرد: قیام هر یک از ائمه (ع) متناسب با مقتضیات زمانه و جایگاهشان بود، اما قیام حضرت مهدی (عج) یک «قیام جهانی» است که تمام ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بشر را فرا میگیرد و وعدههای الهی به انبیا و مردم را محقق میسازد. لذا هر جا واژه «قائم» به کار رود، بدون قرینه، مقصود همان حضرت مهدی (عج) است.
پاسخ به شبهه «ظهور پس از مرگ»
حجتالاسلام و المسلمین رمضانی با استناد به روایتی از امام محمدتقی (ع) در کتاب کمالالدین شیخ صدوق، نقل کرد: در این روایت، امام نهم (ع) پس از گریانی شدید، فرزند امام حسن عسکری (ع) را «القائم بالحقّ المنتظر» نامیدند. وقتی از علت لقب «قائم» سؤال شد، حضرت فرمودند: «او بعد از آنکه نام و یادش به فراموشی سپرده شود و بیشتر معتقدان به امامت وی از عقیده خود برگردند، قیام خواهد کرد.»
وی با اشاره به تحلیل علامه مجلسی در مورد برخی روایات ضعیف تأکید کرد: مقصود از تعبیر «مردن» در آن روایات، مرگ جسمانی نیست، بلکه به معنای «به فراموشی سپرده شدن نام و یاد حضرت» در میان مردم است.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به سایر وجوه تسمیه یادآور گردید: شیخ مفید در کتاب ارشاد از امام صادق (ع) نقل میکند: «سُمّی القائم لقیامه بالحق» (قائم نامیده شده است چون به حق قیام خواهد نمود). همچنین در برخی اخبار آمده است که ایشان در عوالم پیش از این جهان نیز قائم بوده و نماز میخواندند.
رابطه میان لقب «مهدی» و «قائم»
حجتالاسلام و المسلمین رمضانی در تبیین رابطه دو لقب «مهدی» و «قائم» اظهار داشت: هر دو لقب، جایگاه اصلی دارند و یکی فرعی یا جدیدتر از دیگری نیست. «مهدی» به معنای «من هداه الله» (کسی که خدا او را هدایت کرده) است. در واقع، برای اینکه کسی بتواند قیام جهانی کند، ابتدا باید «مهدی» (هدایت شده الهی) باشد، اما هر هدایتیافتهای لزوماً «قائم» نیست. تشکیل حکومت جهانی و اصلاحات گسترده، متوقف بر فعلیت یافتن لقب «قائم» است. تمامی این القاب بر اساس اوصاف ذاتی و افعالی امام زمان (عج) است و هر یک جنبهای خاص از عظمت ایشان را به تصویر میکشند.










نظر شما